با توده نا آگاه کاری ندارم؛ با روشنفکر جماعت کار دارم؛ آنانی که خود را یک سرو گردن از توده مردم بلندتر میدانند؛ آن بازماندگان نسل من که بیشترینشان رفتند، ما نیز چندی بیشتر نخواهیم ماند؛ زیرا دیر یا زود جناب دیوجهی (عزراییل) به سراغمان خواهد آمد؛ این گروه از جامعه نا آگاهانه بیشترینشان آزادی را در فرمان برداری از عبا و عمامه دیدند وبی آن که در تاریخچه آنان نگاهی بیافکنند دنبالشان برای استواری دمکراسی راه افتادند، ونقش ویرانگرشان را به نمایش جهانیان گزاردند.
روشنفکر به چه کسی می گویند؟ به آن که بتواند از رویدادهای امروز فردا را تا اندازه توان پیش بینی کند و راه درست را به توده بنمایاند.
آیا کسانی که خود را روشنفکران می دانستند وبیشترینشان یا چپ می زدند ویا در مذهب ذوب شده بودند را میتوان روشنفکر حقیقی دانست؟
مردم درسال ۵۷ به دنبال روشنفکرنمایان دروغین افتادند، دراین پندار که آنان راه را درست میروند و با زمینه تند مذهبی که داشتند رهبرشان را نخست بازرگان و سپس نویسندگانی چون ال احمد و شریعتی و چپ ها هم به آذین و احسان طبری و ….. دانستند وکاری کردند کارستان در باریدن ادبار برسر این سرزمین که اگر اندکی به واپس تاریخ بنگریم فراز و فرود را به روشنی می بینیم .
(با کاشتن جو، گندم نمیتوان درو کرد)
با وابستگی ذهنی به این وآن نمیتوان آزاداندیشی داشت که نتیجه پایگذاری در راه نادرست فرجام کار میشود، راهی که جناب سروش نخستین تئورسین اسلامی که خودرا به دیگران نمایانید وامروز پس از ۴۳ سال تازه متوجه شده اند که راه رفته راهی نادرست بوده است .
روشنفکران در کشورهای پیشرفته آنانی هستند که درراه دانایی چندین پیراهن را کهنه کرده و در پایان واپسین روزگار زندگیشان چکیده ذهن آفرینگرشان را به تماشا گذاشته یا می گذارند.
بیایید اندکی در اندیشه و کارمان درنگ کنیم وبیگُدار به آب نزنیم .
قهرمان سازی را بس کنیم و به انسانهایی به پردازیم که بی هیچ وابستگی ودادگرانه به نقد می پردازند و کارهای هرکسی را با سبک و سنگین کردن به داوریاش می نشینند .
هرکسی در درازای زندگی اش هم توانا در انجام کارهایی بود و هم گاه ناتوان؛ در هر دو باید ریشه یابی کرد تا دانست انگیزه درست ویا نادرست چه بوده است؛ آیا هرکس که آمد هیاهویی براه انداخت وافرادی را دورخویش جمع کرد را از سر ناچاری باید قهرمانش پنداشت؟ آیا هرگز اندیشیده اید که قهرمانان تاریخ چه کسانی بوده اند؟ آیا قهرمانان ما چون بابک و مازیار و بهرام و سورنا و آریو برزن و یوتاب برای نان و آب خویش و جیبشان جنگیدند یا برای سرزمین شان، چه کسی جز تاریخ و آیندگان به آنان جایزه دادند؟ سر سپردگان و البته پدافند کنندگان برای جیب خود هیاهویی بسیار راه میاندازند ولی آیا براستی برای مردمشان کار می کنند یا برای رسیدن به انچه در پَسِ اندیشه برای خویش دارند؟
اندکی درنگ در اندیشه واندکی هم نگاه ژرف برای تمیز بایسته است .
گیتی پورفاضل
۱۴۰۰/۱۰/۱۷