۲۶ آوریل روز جهانی مشاهدهپذیری افراد لزبین است. این نامگذاری فضایی را فراهم میکند تا زنان همجنسگرا دیده و شنیده شوند. این روز فرصتی را نیز برای مبارزه با لزبوفوبیا (هراس از زنان همجنسگرا) و دفاع از حقوق زنان همجنسگرا ایجاد میکند. در طول تاریخ، زنان همجنسگرا با تبعیضها و خشونتهای مضاعفی روبهرو میشوند. زنبودن و همزمان همجنسگرا بودن دلیل روشنی است برای توضیح این نابرابریها. این زنان، بهواسطه زنبودنشان، نابرابریهای جنسیتی و زنستیزیهای حاکم بر جامعه، بهویژه در جوامع مردسالار، را متحمل میشوند. افزون بر این، گرایش جنسی و عاطفی زنان همجنسگرا منجر میشود که این افراد نه تنها آسیبپذیرتر شوند، بلکه به حاشیه نیز رانده شوند. به بیان دیگر، زنان همجنسگرا با دو شکل اجتماعی پیچیده از به «حاشیه رانده شدن» روبه رو میشوند: زن بودن و همجنسگرا بودن.
واژه «لزبین» میتواند در بسیاری از جوامع، بهویژه در جوامع مردسالار، پرسش برانگیز و حتی هراسآور باشد. تا چندی پیش، زمانی که این کلمه در موتور جستجوگر گوگل نمایان میشد، نتایج جستجو بیشتر در ارتباط با منابع پورنوگرافی بودند. از آن پس، انجمنهای زنان همجنسگرا و فعالین این حوزه بسیار تلاش کردند تا یک تصویر درست و به دور از کلیشه از زیست این گروه از زنان را به جامعه نشان دهند. چرا که دیدگاههای اشتباه و کلیشههای فراوانی که گاهی حاکی از لزبو فوبیا است، درباره زنان همجنسگرا به چشم میخورد. برای نمونه میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
رابطه جنسی میان دو زن همجنسگرا یک رابطه جنسی “واقعی” نیست؛ در رابطهی میان دو زن، یک نفر نقش کلیشهای مرد و دیگری نقش کلیشهای زن را بازی میکند؛ همجنسگرایی زنانه یکی از منابع خیالپردازیهای جنسی در نزد مردان است؛ همجنسگرایی زنانه یک انتخاب فمنیستی است؛ زنان همجنسگرا از مردان بیزارند؛ زنان همجنسگرا ظاهر “مردانه” دارند؛ زنان همجنسگرا مرد «مناسب» خود را نیافتهاند و بههمین دلیل همجنسگرا شدهاند؛ زنان همجنسگرا در گذشته مورد آزار جنسی قرار گرفتهاند و به همین دلیل از مردان بیزار هستند.
این کلیشهها تنها بیانگر ناآگاهی و لزبینهراسی نیستند، بلکه نشاندهنده وجود یک تفکر جنسیتزده و جایگاه قدرت برتر مردان در شکلگیری چنین دیدگاههایی هستند. وانگهی، چنین باورهایی مانع از پذیرش رابطه همجنسگرایانه، به عنوان یک گرایش جنسی و عاطفی مستقل در نزد زنان همجنسگرا، میشود.
در جوامعی چون ایران، بهدلیل جرمانگاری همجنسگرایی و «تابو» (حرف مگو) بودن این موضوع در بستر فرهنگی جامعه، شرایط زندگی برای این افراد دشوارتر میشود. دسترسی محدود به عدالت و حمایت(سیستم قضایی ناکارآمد، نبود انجمنهای +LGBTIQ در ایران)، کمبود آموزشهای جامع در زمینه روابط جنسی، عدم درک درست از همجنسگرایی از سوی جامعه، شرایط را برای داشتن یک زندگی آرام، بدون ترس و حمایتشده در نزد همجنسگرایان تقریبا غیرممکن میسازد. دراینمیان، فرهنگ و قوانین زنستیز و مردسالار حاکم بر جامعه، رنج و تبعیض را در نزد زنان همجنسگرا دو چندان میکند. همانطور که پیشتر نیز گفته شد، تلاقیِ هویت جنسیتی (زن بودن) و نوع گرایش جنسی و عاطفی زنان همجنسگرا، آنها را در جایگاه آسیبپذیرتری قرار میدهد. خشونتهای فیزیکی و روانی بسیاری، در رابطه با گرایش جنسی این زنان، به آنها اعمال میشود. زنانی که ویژگیهای رفتاری و ظاهری آنها با کلیشههای جنسیتی جامعه از “زنانگی” همخوانی ندارند، بیشتر مورد تحقیر، تمسخر و نکوهش قرار میگیرند. لزبوفوبیا میتواند در هر فضایی نمایان شود: مکانهای عمومی، خانواده، محیطهای کاری و آموزشی، گروه دوستان و غیره.
این خشونتها معمولا پیامدهای مادی و روانی فراوانی بهدنبال دارند؛ که گاهی میتوانند بسیار سنگین باشند: از دست دادن کار، مشکلات تحصیلی و حتی ترک تحصیل، قطع روابط خانوادگی، قتل، اقدام به خودکشی و غیره. برخی از زنان همجنسگرا، بهویژه در بخشهای سنتیتر جامعه، بهدلیل فشار خانواده و یا جامعه، به ازدواج اجباری و تجاوز در چارچوب ازدواج تن میدهند.
بنابراین، اهمیت مشاهدهپذیری زنان همجنسگرا در این است که میتواند منجر به نمایان شدن بخشی از جامعه شود که در گذشته کمتر دیده و شنیده شده است. تا پیش از این، گفتمان غالب در حوزه افراد + LGBTIQ، بیشتر حول موضوعات مربوط به مردان هجنسگرا بود. امروز اما خوشبختانه زنان همجنسگرا بیشتر از پیش مسائل و خواستههای خود را آشکار میکنند. روشن است که این اتفاق نتیجه تلاشهای فعالین این حوزه و بخشی از فمنیستها برای تغییر وضعیت موجود میباشد. سخن گفتن از نابرابریها، بیعدالتیها، رنجها و مسائل مربوط به گروههای در حاشیه، در نهایت منجر به آگاه و حساس شدن افراد جامعه نسبت به این موضوعات میشود. پس میتوان گفت که مشاهدهپذیری زنان همجنسگرا نخستین گام برای بهدستآوردن حقوق و بهبود موقعیت کنونی میباشد.
این حق زنان همجنسگرا است که گرایش جنسی و عاطفی آنها بهرسمیت شناخته شود. اما این بهرسمیت شناخته شدن هنوز برای بخش بزرگی از جامعه یک تابوی بزرگ است. همبستگی این زنان و همراهی برابری خواهان و جنبش زنان، راه را برای این مبارزه هموارتر میکند. در این راه باید این واقعیت را درنظر گرفت که «زنان فقط زن بهدنیا نمیآیند». چراکه ستمهای متعددی وجود دارند که میتوانند بهطور همزمان به تبعیضهای برخاسته از جامعه مردسالار افزوده شوند. برای نمونه ستمهایی در ارتباط با طبقه اجتماعی، تعلق اتنیکی، دین، نژاد، معلولیت و گرایش جنسی. بنابراین، لازم است که جنبش زنان خودش را با این واقعیت تطبیق دهد و بهطور همزمان، بدون تلاش برای اولویتبندی این تبعیضها، علیه آنها مبارزه کند.
LGBTIQ+: Lesbian, Gay, Bisexual, Transgender, Intersex, Queer/Questioning
بهاره جمالی